اشعار حسین دارند


این است، رمز خون تو و ماندگاری‌ات / حسین دارند

هر سال، ماجرای تو و سوگواری‌ات
عهدی‌ست با خدای تو و خون جاری‌ات

هر سال، نه!... که روز به روز از زبان عشق
گل می‌کند حدیث تو و سربه‌داری‌ات

در ما، یزید کشته نمی‌شد، اگر نبود
این راه را بلاغت آیینه‌داری‌ات...

خم شد هزار مرتبه هفتادپشت صبر
آن روز، پیش صبر تو و پایداری‌ات!

می‌سوخت، می‌گداخت، در آن وسعت کبود
بر کوه می‌رسید، اگر زخم کاری‌ات

پرپر شدند روی زمین، پیش چشم تو
آلاله‌های رنگ به رنگ بهاری‌ات!...

اینک، زمین به عشق تو همواره می‌تپد
این است، رمز خون تو و ماندگاری‌ات

یعنی که سربلند، هنوز ایستاده‌ایم
در انتظار منتقم خون جاری‌ات...
 
6 0

تصویر یک شجاعت بی دست می کشید / حسین دارند


دستی که طرح چشم تو را مست می کشید
صد آسمان ستاره از این دست می کشید

بُرد بلند شرقی پیشانی ات به روز
خورشید را به کوچه ی بن بست می کشید

دست هزار عاطفه در کارگاه عشق
هر جلوه را به نام تو دربست می کشید

عاشق ترین، قشنگ ترین، با وفا ترین
انگار هرچه درخور عشق است می کشید

اما... کنار علقمه دستان روزگار
تصویر یک شجاعت بی دست می کشید

مشک پر آب، چشم مرا ریخت بر زمین
تیری که خصم خونی بدمست می کشید

خون می گرفت صورت عباس و او، هنوز
شرمنده کز برادر خود دست می کشید

 

2574 0 4.75